تلاش کردم کارشناسی مو زود تموم کنم تا بتونم وقت خالی کنم برا ارشد خوندن . کارشناسی رو 6 ترمه تموم کردم . ترم 5 بودم خواهرم گفت ارشد ثبت نام کن گفتم نه بابا من که قبول نمیشم چون استادم میگفت باید یک سال درس بخونی براش تا بتونی دولتی قبول شی و این تو مخ من فرو رفته بود . خواهرم اصرار کرد که ثبت نام کن نترس شبیه کارشناسی نیست من ثبت نام کردم و 2 اسفند 403 رفتم کنکور دادم هیشکی به جز خواهرم و بابام و مامانم نمیدونستن . رفتم سر جلسه و هرچی که بلد بودم زدم چون هنوز در حال خوندن درس ها بودم و معدلمم بالا بود و شاگرد اول بودم بدون مطالعه تخصصی برا کنکور با دادهها معمولی م کنکور دادم . وقتی تو خرداد نتایج اومد رتبه م شده بود 212 انتظار شو نداشتم. و فکر هم میکردم با 212 جایی قبول نمیشم با استادم مشورت کردم همون که میگفت نه نمیشه باید یک سال بخونی اونم گفت رتبه ت برا کسی که اصلا نخونده خیلی خوب شده ولی نمیخواد انتخاب رشته کنی پتانسیل رتبه یک شدن داری . ولی به اصرار سوگند و بابام و خواهرم انتخاب رشته کردم و انتخاب اول مو زدم صنعتی اصفهان انتخاب بعدی دانشگاه اصفهان و بعد دانشگاه های تهران یه انتخاب رشته عجیب غریب که از هیچ اصولی پیروی نمیکرد انتخاب اخرمم زدم میبد یزد :) و همچنان فکر میکردم که قبول نمیشم . یه روز به طور اتفاقی تو یه کانال مربوط به رشته مون چند تا کارنامه قبولی دیدم و استرس گرفتم نکنه میبد قبول شم ؟ رفتم با چند نفر مشورت کردم و همه گفتن تهران ها که هیچ صنعتی اصفهان هم نه اگه خوش شانس باشی اصفهان میاری اگه اصفهان نشه قطعا میبد میاری . . . استرس همه ی وجود مو گرفت و کل تابستون رو با استرس این سپری کردم که باید برم میبد و من دلم دانشگاه تو یه شهر بزرگ میخواست یه دانشگاه مطرح کلی برا این غصه خوردم . ولی داداشم همیشه گفت من مطمئنم تو صنعتی اصفهان قبول میشی و هر بار بهش گفتم من از این متنفرم کسی بهم ترحم کنه و دل بسوزونه و برا دلخوشی من حرف الکی بزنه .
گذشت تا اواسط مهر 404 نتایج نیومد شد 20 مهر دیگه داشتم دیوانه میشدم یه شب دوستم زنگ زد گفت فاطمه برآیند ها اومد نتمم خیلی بد بود شرح مو دادم بهش خودش برام دید و زنگ زد با ذوق گفت مشتلق بده اصفهان قبول شدی گفتم کدومش ؟ گفت صنعتی . یه جیغ از شادی کشیدم . و دانشجوی بزرگ ترین دانشگاه ایران شدم . خوش شانس بودم تو قبولیم . و در ادامه برا انتخاب استاد راهنما هم خوش شانس بودم و استادم دکتر لباف شد که ارشد و ذکتری دانشگاه امپریال لندن بوده خیلی باسواد و خیلی مهربونه .
پنجشنبه همکلاسی های لیسانسم کنکور ارشد داشتن ، سوالات شونو در روز جاری دیدم و کنکور سخت تری بود سوالاتش عجیب غریب تر بود . نمیدونم شاید اگه مونده بودم برا این کنکور همین صنعتی اصفهان رو هم قبول نمیشدم :)
پارسال من نخونده 25 درصد فیزیلوژی اناتومی زده بودم ولی امسال دوستم بعد از یک سال مطالعه سفت و سخت بعد از اومدن سوال ها جواب ها رو با هوش مصنوعی چک کرده و از 12 تا سوالی که جواب داده 9 تاش غلط بوده و درصدش میشه 0 طفلک گناه داشت خیلی ناراحت بود . یا مثلا من 40 و خورده ای درصد خواص مواد زده بودم و الان اونا بع د از یک سال خوندن زیر 20 درصد زدن...
برچسب:
نویسنده: رضا یوسفی