
اگه ۲ روز دیگه نیومده بودم میشد ۱ سال که چیزی ننوشتم ... ولی اومدم و بالاخره دلم هوای نوشتن کرد .
البته که ماهی یه بار سر میزدم به وبلاگ های مورد علاقه م و از دور میدیدم که حال شون خوبه . اما اینجا دلم نمیخواست چیزی بنویسم .
دو روز دیگه امتحانات ترم ۳ شروع میشه، ۲۴ واحد درس برداشتم و دارم هلاک میشم . به انرژی مثبت نیاز دارم برا عبور از این مهلکه.
از دوست هام بگم تو یک سال گذشته آدم های جدید زیادی رو شناختم . دوستی هایی رو شروع کردم دوستی هایی رو تموم کردم ۳ تا از دوست های مجازی مو دیدم . یه دوست خوب پیدا کردم ک خیلی خوب بود بهمدیگه یادگاری دادیم و بعد هم تموم شد دوستی مون . این غم انگیز ترین اتفاق تو دوستی هام بود. جدیدا یه پسر ها ترم یکی دانشگاه مون ک ازم چند سالی کوچیک تره بهم میگه مامان و تقریبا صمیمی ترین دوستمه تو دانشگاه. بجه های کلاس خودمون زیاد باهم نمیسازیم. چند روزه با Duke آشنا شدم آدم عجیبیه کنجکاوم به کشفش.
فاطمه داره بزرگ تر میشه . افکار جدیدی داره . خواسته های جدید اهداف جدید . از کنکور و خاطراتش داره گذر میکنه . و گاهی ناراحته که این چند سال عمر شو تلف کرد پشت کنکور .
یکی از استاد ها خیلی بهم کمک کرد که حال بهتری داشته باشم حیفه ازش تو خلاصه ی آنچه گذشت یک سال گذشته اسم نبرم دکتر نوربخش واقعا تو بهتر شدن حالم موثر بود .
پی نوشت : یه جوری هر سال از این کریسمس تا کریسمس بعدی غیب میشم یکی ندونه فکر میکنه تو ناف اروپا زندگی میکنم :))) و فقط تو تعطیلات کریسمس تایم آزاد دارم :)))

RSS
برچسب:
نویسنده: رضا یوسفی