حس میکنم محبت های زیاد بابا مامانم بهم باعث دشمنی خواهر هام میشه :) یکمم نگران آینده ام آینده ای که دلم نمیخواد بهش فکر کنم ولی اگه یه روز نباشن ، من خیلی تنها میشم چون رفتار در زمان حاضر بابا و مامان یه جوریه که اونا فکر میکنن من دارم بهشون ظلم میکنم .
درحالی که من نقشی ندارم ، و من مقصر نیستم .
اونا هم یکم زیاده خواهن ، چرا باید یه خواهر متاهل انتظار داشته باشه پولی که خرج من میشه الان خرج اونم بشه ، حتی اون یکی مجرده خودش حقوق خوب داره و بازم نیاز نیست انقد که من پول میگیرم اونم بگیره خب به بابا فشار میاد
البته یه بخشی از مشکل شون محبتیه که به من میشه و نوع دوست داشتنی که بهم ابراز میکنن :) خدایی خیلی مهربانانه تره ، خواهرم تو اینستا یه پست فرستاده بود برام محتواش این بود : که اگه میخواستم خودم مامان مو انتخاب کنم مامان خواهرمو انتخاب میکردم ...
من دلم این تبعیض رو نمیخواد
ازش لذت میبرم ، کیف رفاه و آرامش و ناز و نوازش شو میبرم ولی تهش میدونم درست نیست ...
و بابا معتقده که هر گلی یه بویی داره :)
برچسب:
نویسنده: رضا یوسفی